حل و فصل موضوعات باقی مانده

حل و فصل موضوعات باقی مانده

حدود 5 سال است که موضوع هسته‌ای ایران به دلیل طرح ادعاها و اتهامات واهی و بی اساس از سوی چند کشور که رفتار مغرضانۀ آنان با ملت بزرگ ایران بر همگان مشخص شده است، در دستورکار آژانس قرار دارد. این کشورها با ارائۀ اطلاعات دروغ به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سبب شدند که این نهاد فنی بین‌المللی در این دورۀ طولانی توان و امکانات خود را صرف این موضوع نماید و از انجام وظایف اصلی خود در زمینۀ عدم اشاعه، خلع سلاح و همچنین طراحی مکانیسمی برای نظارت بر فعالیت‌های هسته‌ای غیر اعضاء (نظیر رژیم صهیونیستی) که به توسعۀ سلاح‌های هسته‌ای خود ادامه می دهند، باز بماند.

هرچند جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا معتقد بود که هیچ ابهامی در فعالیت‌های هسته‌ای آن وجود ندارد، اما با اتخاذ سیاست تعامل و همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از هیچ تلاشی برای شفاف سازی در این فعالیت‌ها فروگذار نکرد. همکاری ها و صبری که جمهوری اسلامی ایران برای اثبات اظهارات خود نشان داد، در تاریخ جهان بی سابقه است.

1-1. ادعاها، مبنایی برای دستورکار

بهانه ای که سبب شد موضوع هسته ای ایران در دستورکار شورای حکام آژانس قرار گیرد و اساسی برای اقدامات غیرقابل توجیه و غیرقانونی شورای امنیت شود، ابهامات و ادعاهایی بود که چند کشور خاص به ویژه آمریکا درمورد این برنامۀ صلح آمیز مطرح کردند و با برجسته کردن آن ها سعی کردند فعالیت های صلح آمیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران را زیر سؤال ببرند.
نمایندۀ آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی همواره ادعا می کرد که واقعیت ها را درمورد برنامۀ هسته ای ایران بیان می کند. نمایندۀ این کشور در اولین اجلاس شورای حکام برای بررسی موضوع هسته ای ایران در ژوئن 2003 گفت: “سؤالات دربارۀ نیات هسته ای ایران ناشی از تبلیغات ایالات متحده نیست، بلکه از واقعیت ها ناشی می شود”.[2] نمایندۀ آمریکا همچنین در اجلاس سپتامبر 2003 شورای حکام اظهار داشت: “برخی ها ادعا می کنند که آمریکا درصدد سیاسی کردن فرایند آژانس می باشد، اما هیچ چیزی جز حقیقت دربارۀ ایران وجود ندارد”.[3]
در این بخش و همچنین سایر بخش های فصل حاضر، با بررسی ادعاهای مطرح شده درخصوص برنام، هسته ای ایران اثبات خواهیم کرد که آمریکا از همان ابتدا با طرح مطالب و اطلاعات دروغ و انحرافی سعی داشته تا فرایند آژانس را با اخلال مواجه نماید و آن را سیاسی نماید.
در سال 2003، هنگامی که موضوع هسته‌ای ایران توسط چند کشور خاص در دستورکار شورای حکام قرار گرفت،‌ بهانه های متفاوتی تحت پوشش ابهامات برای نشان دادن برنامۀ هسته‌ای به عنوان یک موضوع نگرانی اشاعه وجود داشت. زمانی آمریکا و شرکایش موضوع آلودگی ناشی از ذرات اورانیوم با غنای بالا را با اغراق به عنوان نشانۀ بارزی برای برنامۀ سلاح هسته‌ای در ایران جلوه می دادند. از طریق همکاری بیش فعالانۀ ایران با آژانس تأیید شد که منشأ آلودگی اورانیوم با غنای بالا خارج از ایران بوده و حاصل فعالیت‌های غنی‌سازی در ایران نمی باشد. بعد از بستن موضوع آلودگی اورانیوم با غنای بالا، تصور می شد که موضوع هسته‌ای ایران از دستورکار شورای حکام خارج شود، اما آن کشورها با تحریکات سیاسی تمرکز خود را به ادعای دیگری در خصوص آزمایش‌های پلوتونیوم در گذشته سوق دادند و سفیر آمریکا در نوامبر 2004 در شورای حکام این موضوع را به عنوان یک نشانۀ قوی درخصوص برنامۀ پلوتونیومی سلاح هسته‌ای ایران خواند. بعد از آن، در آستانۀ هر اجلاس شورای حکام وقتی که مدیرکل آژانس در حال گزارش پیشرفت های کار با ایران بود، موضوعات و اتهامات بی اساس دیگری در شورای حکام مطرح می شدند. در تمامی این موقعیت ها ایران نهایت همکاری خود را با آژانس به منظور رفع بهانه ها و پاسخ به سؤالات به عمل می آورد، اگر چه بسیاری از این همکاری ها و پاسخ ها فراتر از تعهدات ایران بودند. نتیجه چه بود؟ در تمامی موارد، اظهارات ایران با یافته های آژانس سازگار بودند و از این رو ثابت شد که تمامی ادعاها غلط بودند.

1-2. توافق درخصوص مدالیتی حل و فصل موضوعات باقی مانده

اتخاذ سیاست همکاری و تعامل با آژانس از سوی جمهوری اسلامی ایران به این وضعیت منجر شد که مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بارها اعلام کرد که هیچ نشانه ای دال بر انحراف مواد و فعالیت های هسته‌ای اظهار شده از مقاصد صلح‌آمیز در ایران وجود ندارد و آژانس قادر است عدم انحراف این مواد و فعالیت‌ها را راستی آزمایی نماید. متأسفانه، پاسخ های نامتناسب و غیرعادلانه ای به این رویکرد سازنده داده شد. برخی کشورها با انگیزه های سیاسی تمام تلاش خود را بر این قرار دادند تا روند رسیدگی به موضوع را از مسیر قانونی خود خارج ساخته و از طریق شورای امنیت با تحمیل اردۀ سیاسی خود بر آژانس، ایران را از حقوق قانونی و مشروع خود در بهره مندی از انرژی هسته‌ای محروم سازند.
با وجود اقدامات مخرب چند کشور با انگیزه های سیاسی، جهموری اسلامی ایران بار دیگر با حسن نیت خود ابتکار تازه ای را ارائه نمود. بر اساس توافق های به عمل آمده، هیأت های آژانس و ایران طی سه دور مذاکرات فشرده در تهران و وین در 30 مرداد 1386 توانستند درمورد یک برنامۀ کاری برای حل و فصل تمامی ابهامات و موضوعات باقی مانده به توافق برسند. موضوع هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران‌ با تفاهم آن با آژانس درخصوص شیوه های حل و فصل موضوعات باقی مانده وارد مرحلۀ جدیدی گردید.[4] این تفاهم در عین این که دارای وجه غالب فنی می باشد، اما نباید از زمینه های سیاسی چنین تفاهمی نیز غافل شد. اگر قدری از تاریخ تفاهم ایران و آژانس به عقب برگردیم سه دور مذاکرات فشردۀ سیاسی دکتر لاریجانی، دبیر وقت شورایعالی امنیت ملی و سولانا را در آنکارا، مادرید، لیسبون و متعاقب آن مذاکرات با البرادعی را در وین پشت سر داریم. درواقع، پیرو مذاکرات لیسبون و وین و براساس ابتکار و حسن نیت طرف ایرانی و تفاهم به عمل آمده بود که مقرر گردید آژانس و ایران ظرف مدت 60 روز چارچوب حل و فصل موضوعات باقی مانده را تعیین نمایند. طبیعتاً، لازمۀ انجام چنین اقدام مهمی این بود که فضای سازندۀ مذاکرات ایران و آژانس با دخالت نهادهای سیاسی و امنیتی تخریب نشود.
در زمان شروع مذاکرات بین ایران و آژانس، چند کشور معدود حتی مفید بودن این مذاکرات و عزم ایران برای انجام توافق یاد شده برای حصول نتیجه ای به موقع را زیر سؤال بردند. تدوین متن توافق در 40 روز یعنی کمتر از مدت زمان توافق شده و حل و فصل موضوعات باقی مانده از گذشته حتی جلوتر از برنامۀ کاری، نشان دهندۀ جدیت ایران در پیشبرد ابتکارش بود و درعین حال خلاف ادعاهای این کشورها را نیز اثبات نمود.

1-3. مسائل مربوط به وضعیت حال

علی رغم این که طبق تفاهمات اولیه قرار بود فقط به موضوعات باقی مانده از گذشته پرداخته شود، اما جموری اسلامی ایران براساس حسن نیت خود و در جهت همکاری بیشتر با آژانس به مسائل حال نیز توجه نمود. تا آنجا که به مسائل حال مربوط می شد، ایران توافق کرد تا با آژانس وارد مباحث فنی با هدف تدوین دو سند “رهیافت پادمان” و “ضمیمۀ تأسیسات” برای تأسیسات غنی‌سازی نطنز شود. پذیرش چند بازرس انتصابی، بازدید از رآکتور تحقیقاتی آب سنگین اراک و صدور روادید چندبار ورود سالیانه برای برخی از بازرسان و کارمندان آژانس نیز از دیگر موضوعات مربوط به وضعیت حال بودند. لذا، مذاکرات پیرامون دو سند مهم حقوقی یعنی سند رهیافت پادمان و سند ضمیمه تأسیسات غنی‌سازی در نطنز آغاز شد. این دو سند به سرعت نهائی شده و از 30 سپتامبر 2007 نیز به مرحلۀ اجراء درآمدند. مدیرکل آژانس در گزارش نوامبر 2007 خود اذعان کرد که عملیاتی شدن این سند اطمینان لازم را برای راستی آزمائی آژانس در فعالیت‌های غنی‌سازی برای زمان حال و آینده در ایران فراهم نموده است.[5]اهمیت این دو سند در این است که بر طبق آن‌ها چگونگی راستی آزمایی از فعالیت‌های نطنز به منظور عدم انحراف تبیین شده است. درواقع، طبق این سندها سیستم راستی آزمایی آژانس بر فعالیت‌های غنی‌سازی ایران در نطنز در حال و آینده به حالت منظمی درآمده است و ابراز هرگونه نگرانی و ادعا درخصوص انحراف این فعالیت‌ها در حال و آینده،‌ بی اساس و فاقد مبنای فنی خواهد بود.
در طول مذاکره برای تدوین مدالیتی، ایران اقدامات بیشتری را بآ هدف تقویت بیشتر فضای همکاری اتخاذ نمود. این اقدامات شامل پذیرش بازرسان انتصابی بیشتر، اعطای دسترسی به رآکتور تحقیقاتی آب سنگین اراک و صدور روادید چندبار ورود سالیانه برای بازرسان و کارمندان آژانس گردید. این اقدامات به ویژه بازدید موفقیت آمیز از اراک که در طول مذاکرات بر سر مدالیتی انجام شد، نشانه ای از حسن نیت ایران بود.

1-4. موضوعات باقی ماندۀ گذشته

دستۀ دوم مسائل مورد بحث که متشکل از لیست مشخص از چند موضوع باقی مانده یعنی تحقیقات در مورد پلوتونیوم، سانتریفیوژهایP1  و P2، منشأ آلودگی، سند اورانیوم فلزی، پلونیوم 210 و معدن گچین بود از طرف هیأت آژانس به ایران ارائه شد. با توجه به تجربیات گذشته در خصوص بررسی موضوعات فنی با آژانس توافق شد تا به جای این که تمام موضوعات به طور همزمان و بدون اولویت روی میز قرار گیرند، با آن‌ها به صورت مرحله ای یعنی موضوع به موضوع و در یک زمان بندی کاملاً مشخص برخورد شود. بدین صورت که پس از حل و فصل یک موضوع و بسته شدن پروندۀ آن، موضوع بعدی در دستورکار قرار می گرفت و پرداختن به هر موضوع باقی مانده، منوط به بستن مسئله قبلی گردید.

1-1-4. پلوتونیوم

به عنوان نشانه ای از حسن نیت، ایران همچنین توافق کرد تا درخصوص اولین موضوع باقی مانده یعنی آزمایشات پلوتونیوم، کار را حتی پیش از نهائی شدن برنامۀ کاری آغاز کند. لازم به توضیح است که آمریکا همواره تلاش می کرد تا از این موضوع یک مسئلۀ بزرگ سیاسی بسازد و مرتباً در جلسات شورای حکام در چهارسال گذشته آن را “بیانگر تهدید برنامۀ سلاح هسته‌ای پلوتونیومی ایران” اعلام می کرد. نمایندۀ آمریکا در اجلاس نوامبر 2004 شورای حکام اظهار داشت: “ما نمی توانیم کار مخفی ایران روی جداسازی پلوتونیوم که مبین تهدید در حال توسعۀ برنامۀ سلاح هسته ای پلوتونیومی ایران می باشد را فراموش کنیم.”.[6] نمایندۀ این کشور همچنین در اجلاس سپتامبر 2005 ایران را متهم کرد که درخصوص پلوتونیوم با آژانس همکاری نکرده است و گفت: “ایران در ارائۀ توضیحات قابل پذیرش درخصوص آزمایشات مخفی جداسازی پلوتونیوم خود در گذشته موفق نبوده است”.[7] نمایندۀ آمریکا در اجلاس نوامبر 2006 شورای حکام نیز این ادعاها را تکرار کرد و گفت: “آژانس پلوتونیوم اضافی را در ایران یافت کرده که این یافته ها به همراه خودداری ایران از ارائۀ اطلاعات بیشتر نسبت به ماهیت و زمان بندی فعالیت های پلوتونیومی گذشته آن، بیانگر اینست که ایران به پنهان کردن جزئیات محدودۀ این فعالیت ها ادامه         می دهد”.[8]
مباحث فنی فشرده برای حل و فصل موضوع پلوتونیوم همزمان با مذاکرات تدوین مدالیتی در تهران برگزار شد. در نتیجه، آژانس اظهارات گذشته ایران را تأیید و موضوع را حل شده اعلام کرد. مدیرکل آژانس در گزارش اوت 2007 خود در این خصوص نوشت: “آژانس جمعبندی کرده است که اظهارات ایران درخصوص پلوتونیوم با یافته های آژانس سازگار هستند و این موضوع حل شده درنظر گرفته می شود”.[9]
با آشکار شدن اولین نتایج مثبت این همکاری ها که با بستن اولین موضوع باقی مانده یعنی پلوتونیوم در ماه سپتامبر 2007 (شهریور 1386) خود را نشان داد، مخالفت ها با برنامۀ کاری (مدالیتی) از سوی آمریکا، انگلیس و فرانسه نیز آغاز شد. این کشورها که مبانی ادعاها و اتهامات سیاسی خود علیۀ فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را متزلزل دیدند، فشارهای خود بر مدیرکل آژانس را به منظور ایجاد انحراف در اجرای برنامۀ کاری افزایش دادند. اما از آنجا که جمهوری اسلامی ایران و آژانس در پیشبرد برنامۀ کاری مصمم بودند، این فشارها کنار زده شد.

2-1-4. سانتریفیوژهای پی.یک و پی.دو

بعد از پلوتونیوم، موضوع سانتریفیوژهای پی.یک و پی.دو در دستورکار حل و فصل قرار گرفت. آمریکا در هر اجلاس شورای حکام با طرح ادعاها و اتهامات واهی در این خصوص، سعی بر تخریب فضای شورای حکام داشت. نمایندۀ این کشور، در اجلاس ژوئن 2005 شورای حکام اظهار داشت: “پیشنهاد 1987 شامل برخی فناوری های حساس از جمله تبدیل اورانیوم و ریخته گری است که می تواند برای تبدیل اورانیوم با غنای بالا به فلز به کار رود”.[10] وی، در اجلاس ژوئن 2006 نیز گفت: “ایران از پاسخگوئی به سؤالات آژانس درباره برنامه های پیشرفته اظهار نشده سانتریفیوژ خودداری می کند”.[11]
بعد از چهار دور مذاکرات فشردۀ فنی و کارشناسی در تهران، آقای البرادعی در گزارش نوامبر 2007 خود اعلام کرد که تمامی پاسخ های ایران درخصوص برنامه های گذشته خود درمورد سانتریفیوژ با یافته های آژانس سازگاری دارد. مدیرکل آژانس در این گزارش جمعبندی کرد: “براساس مصاحبه با مقامات ایرانی و اعضای شبکۀ تأمین، اسناد ارائه شده توسط ایران و اطلاعات جمع آوری شده درمورد خریدها از طریق تحقیقات مستقل آژانس، آژانس جمعبندی کرده است که اظهارات ایران با سایر اطلاعات در دسترس آژانس در مورد اکتساب فناوری غنی سازی سانتریفیوژ پی.یک در 1987 سازگار می باشد. اطلاعات ارائه شده توسط ایران در مورد زمان بندی و میزان خریدهای مربوط به پیشنهاد 1993 با یافته های آژانس سازگار می باشد. آژانس همچنین جمعبندی کرده است که اظهارات ایران در مورد محتوای فعالیت های تحقیق و توسعۀ سانتریفیوژهای پی.دو، با یافته های آژانس سازگار است. “.[12]
آژانس، همچنین طی ارسال نامه ای به جمهوری اسلامی ایران در مورخ 23 نوامبر 2007، رسماً موضوع سانتریفیوژها را مختومه اعلام کرد و اظهار داشت: “دبیرخانه آژانس درنظر می گیرد که ایران تمامی اقدامات لازم درخصوص موضوع سانتریفیوژهای پی.یک و پی.دو را طبق برنامۀ کاری تکمیل کرده است و برابر رویه های راستی آزمایی آژانس، این موضوع دیگر یک موضوع باقی مانده محسوب      نمی شود”.
با این ارزیابی، دومین و مهم ترین موضوع باقی مانده در فعالیت‌های هسته‌ای ایران حل و فصل و پروندۀ آن بسته شد. این موضوع از آنجا اهمیت می یابد که به دلیل ارتباط سانتریفیوژها با برنامۀ غنی‌سازی، این ادعا و اتهام مطرح شده بود که ایران دارای برنامۀ پنهانی هسته ای و با ماهیت غیر صلح‌آمیز بوده است. با حل و فصل این موضوع، مشخص شد که این اتهامات نیز   بی اساس بوده است. البته، جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای طرح این اتهامات موضع اصولی خود را مبنی بر بی اساس بودن آن ها عنوان نمود، اما با خویشتن داری خود واقعیت اظهارات آن بعد از چندسال بر جامعۀ جهانی آشکار گردید. با این وجود، آمریکا و برخی کشورهای غربی پس از بسته شدن پروندۀ سانتریفیوژها نخواستند این واقعیت را بپذیرند و از رفع ابهامات از برنامۀ هسته‌ای ایران ابراز نگرانی کردند. بلافاصله پس از انتشار گزارش نوامبر 2007 آقای البرادعی و قبل از برگزاری اجلاس شورای حکام‌ فرانسه،‌ آمریکا و انگلیس با ارائۀ چند صفحه سؤال جدید درخصوص موضوع سانتریفیوژها به آژانس، نارضایتی خود را از گزارش مثبت آقای البرادعی نشان دادند. آن ها قصد داشتند با این اقدام خود، این گزارش را زیر سؤال ببرند و فشار بیشتری را بر آژانس برای پیشبرد اهداف سیاسی خود وارد کنند. این کشورها نخواستند باور کنند که موضوع سانتریفیوژهای پی.یک و پی.دو بسته شده است و در این خصوص فشارهای زیادی را بر آژانس وارد کردند و با طرح ابهاماتی در اجلاس نوامبر 2007 شورای حکام نیز سعی کردند وانمود کنند که این دو موضوع هنوز بسته نشده اند. به دنبال این فشارها، آژانس با ارسال یک نامۀ رسمی در روز دوم اجلاس نوامبر 2007 شورای حکام در وین،‌ بار دیگر بر بسته شدن این موضوع تأکید کرد.

3-1-4. سند اورانیوم فلزی

موضوع بعدی در برنامۀ کاری، “سند اورانیوم فلزی” بود که ایران برای اثبات حسن نیت و همکاری فعال خود، بنا به درخواست آژانس یک کپی از این اوراق را در مورخ 8 نوامبر 2007 به آژانس ارائه داد. آمریکا و غربی ها با تبلیغات گسترده در جلسات شورای حکام وجود این سند در ایران را بیان گر نیت ایران برای ساخت سلاح دانستند. نمایندۀ آمریکا در اجلاس ژوئن 2003 شورای حکام اظهار داشت: “چرا ایران قابلیت خود برای ساخت اورانیوم فلزی را آزمایش می کند. نیازی به یادآوری به شورای حکام نیست که اورانیوم فلزی برای تبدیل عناصر شکافنده به سلاح‌های هسته ای از نوع اورانیوم با غنای بالا به کار می رود”.[13] نمایندۀ آمریکا در اجلاس ژوئن 2006 نیز گفت: “ایران از انجام درخواست آژانس برای تحویل سند شبکه عبدالقدیرخان در مورد ساخت قطعات سلاح‌های هسته ای خودداری کرده است”.[14] وی در اجلاس سپتامبر 2007 نیز اظهار داشت: “ایران از همکاری در مورد جدی ترین موضوعات نظیر فعالیت های مرتبط با سلاح هسته ای شامل دراختیار داشتن سند اورانیوم فلزی خودداری می کند”.[15]
مدیرکل آژانس در نامۀ 23 نوامبر 2007 و همچنین گزارش نوامبر 2007 خود اذعان داشته است که آژانس هیچ نشانه ای از فعالیت‌های تبدیل مجدد و ریخته گری که موضوع مربوط به این سند می باشد در ایران نیافته است و ایران این مرحله از برنامۀ کاری را انجام داده است. برابر تفاهمات فیمابین ایران و آژانس، با ارائه کپی سند این موضوع نیز مختومه محسوب      می گردد. مدیرکل آژانس در گزارش نوامبر 2007 خود نوشته است: ”آژانس در مورخ 8 نوامبر 2007 یک نسخه از سند 15 صفحه ای توصیف کنندۀ تقلیل  UF6به اورانیوم فلزی و تبدیل آن به نیم کره را دریافت کرده است. ایران تکرار کرده است این سند را به همراه اسناد سانتریفیوژ پی.یک در 1987 دریافت کرده است. آژانس هیچ نشانه ای درخصوص تبدیل مجدد UF6 و فعالیت ریخته گری در ایران ندیده است.”.[16] آژانس همچنین با ارسال نامه ای به جمهوری اسلامی ایران در مورخ 23 نوامبر 2007 از انجام اقدامات لازم درخصوص این موضوع خبر داد: “ایران نسخه ای از سند اورانیوم فلزی را در تاریخ 8 نوامبر 2007 ارائه نمود و آژانس از ایران به خاطر این اقدام قدردانی می کند و تأیید می کند که ایران این اقدام از برنامۀ کاری را کامل کرده است”.
در رابطه با این موضوع‌ ذکر سه نکته ضروری است. اول این که سند اورانیوم فلزی برابر تفاهمات فیمابین ایران و آژانس موضوع چهارم بود،‌ اما ایران بنابر حسن نیت خود موافقت کرد که زودتر از موعد به آن بپردازد. دوم این که آمریکا و کشورهای غربی از یک سال قبل از پرداختن به این موضوع، هیاهوی تبلیغاتی گسترده‌ای را درخصوص این سند به راه انداخته و وجود آن را مبین قصد ایران برای ساخت بمب هسته‌ای جلوه دادند. این ادعاها آن قدر مسخره به نظر رسید که حتی معاون مدیرکل آژانس در امور پادمان نیز در یکی از جلسات توجیهی فنی با حضور سفرای کشورهای مختلف در آژانس اظهار داشت که با این سند هیچ کشوری نمی تواند بمب بسازد. آقای البرادعی نیز ارزیابی خود را در این خصوص این گونه عنوان داشت که آژانس هیچ نشانه‌ای از تبدیل مجدد UF6 و فعالیت ریخته گری در ایران ندیده است. سوم این که برابر تفاهمات ایران و آژانس، با ارائۀ کپی این سند به آژانس‌ این موضوع مختومه محسوب می شود.
از اینرو، سه موضوع باقی مانده بسیار مهم یعنی پلوتونیوم، سانتریفیوژهای پی.یک و پی. دو و سند اورانیوم فلزی در سه ماه اول همکاری مرحلۀ جدید ایران و آژانس حل و فصل شده و پروندۀ آن ها توسط آژانس در گزارش نوامبر 2007 (آبان 1386) مدیرکل آژانس به شورای حکام مختومه اعلام گردید.

4-1-4. منشا آلودگی در یکی از تجهیزات یک دانشگاه فنی

موضوع باقی مانده بعدی، منشأ آلودگی در یکی از تجهیزات یک دانشگاه فنی در تهران بود که آمریکا از آن به عنوان یک نگرانی جدی نام می برد. نمایندۀ آمریکا در اجلاس نوامبر 2006 شورای حکام در این خصوص اظهار داشت: “یکی دیگر از مشکلات جدی موجود، وجود ذرات اورانیوم با غنای بالا در یک دانشگاه فنی است”.[17] مدیرکل آژانس در گزارش فوریه 2008 خود، این موضوع را مختومه اعلام کرد و اظهار داشت: “آژانس قادر بوده است جمعبندی نماید که پاسخ های ارائه شده توسط ایران، برطبق برنامه کاری، با یافته های آن ناسازگار نیستند. بنابراین، آژانس درنظر می گیرد که این موضوع دیگر یک موضوع باقی مانده نمی باشد.”.[18]

5-1-4. پلونیوم 210

موضوع باقی ماندۀ پنجم، پلونیوم 210 بود. آمریکا در اجلاس های شورای حکام با ارائۀ مطالب انحرافی از پلونیوم 210 به عنوان ماده ای در ساخت سلاح هسته ای یاد می کرد. نمایندۀ این کشور در اجلاس مارس 2004 شورای حکام اظهار داشت: “ایران آزمایشاتی را برای تولید پلونیوم 210 انجام داده است، ماده کمیاب و سمی که می تواند به عنوان چاشنی نوترون در سلاح‌های هسته ای عمل کند. این ماده کاربردهای اندک غیرنظامی دارد که هیچ کدام از آن ها در ایران قابل پذیرش نیست “.[19] مدیرکل آژانس در گزارش فوریۀ 2008 خود این موضوع را مختومه اعلام کرد و اظهار داشت: “آژانس قادر بوده جمعبندی نماید که پاسخ های ارائه شده توسط ایران، طبق برنامه کاری، با یافته های آن سازگار هستند. بنابراین، آژانس درنظر می گیرد که این موضوع دیگر یک موضوع باقی مانده نمی باشد”.[20]

6-1-4. معدن گچین

آخرین موضوع باقی مانده برطبق برنامه کاری، معدن گچین بود. آمریکا در جلسات شورای حکام بهره برداری از این معدن را به نهادهای نظامی نسبت می داد. نمایندۀ این کشور در اجلاس مارس 2005 شورای حکام اظهار داشت: “ما به سؤال خود ادامه می دهیم که آیا بخش های نظامی در ایران در نظارت بر این معدن نقش داشتند و هدف آنان از این کار چه بود؟”.[21] مدیرکل آژانس در گزارش فوریۀ 2008 خود این موضوع را مختومه اعلام کرد و اظهار داشت: “آژانس قادر بوده جمعبندی نماید که پاسخ های ارائه شده توسط ایران، طبق برنامه کاری، با یافته های آن سازگار هستند. بنابراین، آژانس درنظر می گیرد که این موضوع دیگر یک موضوع باقی مانده نمی باشد”.[22]
در نتیجه، سه موضوع دیگر یعنی منشأ آلودگی در یکی از تجهیزات یک دانشگاه فنی در تهران، پلونیوم 210 و معدن گچین نیز پس از سه ماه حل و فصل شدند که نتایج مربوطه به خوبی در گزارش فوریۀ 2008 (اسفند 386) مدیرکل آژانس منعکس شده است. آقای البرادعی که از چند روز قبل از انتشار گزارش فوریۀ 2008 خود آماج حملات و تهدیدها (حتی تهدید به قتل) قرار گرفته بود، در گزارش خود بسته شدن تمامی موضوعات باقی مانده را اعلام و خط بطلانی بر ادعاها و اتهامات آمریکا و هم پیمانان آن کشید. باید یادآور شد که طبق زمان بندی تعیین شده در برنامۀ کاری اجرای آن 18 ماه به طول می انجامید، اما جمهوری اسلامی ایران در 6 ماه آن را به سرانجام رساند.
لازم به یادآوری است پس از موضوعات باقی مانده در مدالیتی، مبحثی تحت عنوان مطالعات ادعایی نیز خارج از بخش موضوعات باقی مانده مورد اشاره قرار گرفت. در این بخش آمده است: “ایران مطالعات ادعایی را اتهاماتی بی اساس می داند که برمبنای سیاسی طرح می شوند. به هر حال، آژانس دسترسی به اسناد دراختیار خود درخصوص این موارد را برای ایران فراهم خواهد آورد: پروژه نمک سبز، آزمایش مواد منفجره با قدرت بالا، طراحی سر جنگی موشک. به عنوان یک علامت حسن نیت و همکاری با آژانس، ایران با دریافت اسناد مربوطه آن ها را بررسی خواهد نمود و ارزیابی خود را به اطلاع آژانس خواهد رساند”.[23]

1-5. سایر مفاد مدالیتی

در بخش پایانی مدالیتی نیز تصریح شد: “مدالیتی تمامی موضوعات باقی مانده را پوشش می‌دهد و آژانس تأیید می کند که هیچ موضوع و ابهام باقی ماندۀ دیگری درخصوص برنامه و فعالیت‌های هسته‌ای ایران وجود ندارد. هیأت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر این اعتقاد است که با توافقات فوق، بازدهی اجرای پادمان در جمهوری اسلامی ایران و توانایی آژانس برای نتیجه گیری درمورد ماهیت صرفاً صلح‌آمیز برنامۀ هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران افزایش خواهد یافت. آژانس‌ قادر بوده است که عدم انحراف مواد هسته‌ای اظهارشده در تأسیسات غنی‌سازی در ایران را راستی آزمایی نماید و نتیجه گیری کرده است که این مواد تحت استفاده های صلح‌آمیز قرار دارند. آژانس و ایران موافقت کردند که پس از اجرای برنامۀ کاری و شیوه های توافق شدۀ حل و فصل موضوعات باقی مانده، اجرای پادمان‌ها در ایران به شیوۀ عادی درخواهد آمد”.[24]همان گونه که به صراحت در مدالیتی آمده است، تمامی موضوعات باقی مانده فقط شش موضوع بودند و آژانس تأکید کرد که هیچ موضوع باقی مانده دیگری در برنامۀ هسته ای ایران وجود ندارد و مطالعات ادعایی نیز به عنوان موضوع باقی مانده شناسایی نشده است. بر طبق مدالیتی، برابر توافق ایران و آژانس با حل و فصل موضوعات باقی مانده اجرای پادمان‌ها در ایران وضعیت عادی خواهد یافت.

1-6. مطالعات ادعایی

با اجرای موفقیت آمیز برنامۀ کاری و حل و فصل تمامی شش موضوع باقی مانده، آمریکا که از این نتایج خرسند نبود با راه اندازی تبلیغات سیاسی و انحرافی بر بخشی از برنامۀ کاری تحت عنوان مطالعات ادعایی متمرکز شد و با اخلال در کار آژانس و ایجاد فشارهای مختلف بر آن، سعی کرد مسیر همکاری های ایران و آژانس را تخریب نماید.
مطابق برنامۀ کاری، مطالعات ادعایی به دلیل ماهیت آن که کاملاً متفاوت بود به عنوان موضوع باقی مانده شناسایی نشد. در برنامۀ کاری توافق شد که ایران به عنوان نشانۀ حسن نیت و همکاری با آژانس با دریافت تمامی اسناد مربوطه آن‌ها را مورد بررسی قرار داده و آژانس را از ارزیابی خود مطلع سازد. به دلیل فشارهای تحمیل شده توسط آمریکا که از اجرای برنامۀ کاری و پیشرفت آن خرسند نبود آژانس اجازه نیافت که اسناد ادعایی را به ایران تحویل دهد، اما از ایران درخواست کرد که در مورد آن ها توضیح دهد.
در حالی که بر اساس برنامه کاری، برگزاری نشست هایی برای بررسی این مبحث پیش بینی نشده بود، اما جمهوری اسلامی ایران پس از ارائۀ ارزیابی خود در مورد مطالعات ادعایی به آژانس برابر برنامۀ کاری، بر اساس حسن نیت و همکاری با آژانس با درخواست آن برای دیدار از ایران و انجام گفتگوهایی به منظور بررسی مطالعات ادعایی موافقت کرد. این امر، علی رغم این واقعیت که برنامۀ کاری به طور کامل اجراء شده بود صورت پذیرفت. جمهوری اسلامی ایران درخصوص مطالعات ادعایی در جلسات متعددی با هیأت اعزامی آژانس مذاکره نمود و بیش از 200 صفحه پاسخ مکتوب به آن ارائه نمود، علی رغم این که چنین اقداماتی در برنامۀ کاری تصریح نشده بود.
زمانی که آژانس در حال تهیۀ گزارش مارس 2008 خود به شورای حکام و جمعبندی مطالعات ادعایی بود، آمریکا اسناد ادعایی جدیدی را به آژانس ارائه داد و فشارهای سنگینی را نیز بر آن وارد کرد تا آژانس نتواند درخصوص مطالعات ادعایی جمعبندی نماید. هدف آمریکا این بود که فرایند بی پایانی را در این زمینه آغاز نماید. البته، انتظار می رفت که آژانس بر اساس برنامۀ کاری توافق شده این مبحث را ببندد و حتی اگر اطلاعات جدیدی به اطلاع آژانس در این زمینه برسد، بایستی بر اساس رویۀ پادمانی مربوطه مورد رسیدگی قرار گیرد. اما، متأسفانه بر خلاف همکاری سازنده میان ایران و آژانس در اجرای برنامۀ کاری و رسیدگی به مطالعات ادعایی و برخلاف پیشرفت قابل ملاحظه ای که در این رابطه ایجاد شده بود، آژانس نتوانست تحت فشارهای آمریکا در این خصوص جمعبندی نماید.
فشار سیاسی توجیه ناپذیر و مداخلۀ آمریکا در کارکرد دبیرخانۀ آژانس، مانع از این شد که مدارک طبق برنامۀ کاری تحویل ایران گردد و آژانس قادر نشد به وظیفۀ خود در تحویل مطالب مرتبط با مطالعات ادعایی عمل نماید. یک سؤال ساده وجود دارد: در صورتی که کشور عضوی مطالبی یا اسنادی را با ادعای انحراف مواد و فعالیت‌های هسته‌ای یک عضو دیگر به سمت مقاصد نظامی ارائه دهد، آیا حق دارد به دبیرخانه آژانس دستورالعمل دهد که چگونه و در چه زمانی از آن ها بهره بگیرد؟ آیا این عمل، نقض اساسنامۀ آژانس نیست؟
جمهوری اسلامی ایران بنابر حسن نیت خود پذیرفت به اسناد جدید مطالعات ادعایی نیز بپردازد و لذا از آژانس درخواست کرد به منظور روشن شدن حیطۀ مسائل و اجتناب از ایجاد یک فرآیند پایان ناپذیر، حداقل فهرست مطالعات ادعایی را دریافت دارد. در این زمینه، معاون مدیرکل در امور پادمان فهرست تمامی اسناد مرتبط با مطالعات ادعایی را به ایران ارائه نمود. جمهوری اسلامی ایران درخواست کرد تا برای دور جدید مذاکرات، تصویر این اسناد به ایران ارائه شود تا کارشناسان بتوانند آن ها را بررسی نموده و پاسخ لازم را ارائه نمایند. متأسفانه، گفته شد به دلیل اینکه آمریکا اجازۀ تحویل اسناد مکتوب دربارۀ مطالعات ادعایی را به ایران در طی مذاکره نداده است، آژانس مجاز به چنین کاری نمی باشد. بنابر این، جمهوری اسلامی ایران فقط توانست نسخۀ الکترونیکی این اسناد را از طریق نمایش تصویری[25] مشاهده نماید. چنین شرایطی موانع جدی برای ایران و فرآیند انجام وظایف حرفه ای و غیر جانبدارانۀ آژانس ایجاد نمود. کارشناسان ایرانی علی رغم این موانع، طی سه روز از نسخۀ الکترونیکی اسناد    یادداشت برداری نموده و نتیجۀ بررسی ها در یک گزارش مکتوب درج گردید و همراه با توضیحات شفاهی به صورت مکتوب به آژانس ارائه گردید.[26]مدیرکل آژانس نیز در در بند 16 گزارش ژوئن 2008 خود در این خصوص نوشته است: “آژانس بیشتر اطلاعات ادعایی را به شکل الکترونیکی دریافت نموده و مجاز نبود که نسخه‌های مکتوب آن‌ها را در اختیار ایران قرار دهد”.[27]
مجموع صفحات اسناد مدارک ادعایی که به جمهوری اسلامی ایران نشان داده شدند، 86 صفحه بودند که تماماً بی پایه، مجعول و ساختگی بودند. تنها موردی که برای انتساب اسناد ادعایی به ایران مورد استفاده قرار گرفت، وجود کلمات فارسی در برخی از آن ها بود. هیچ یک از اسناد نشان داده شده واجد اصالت نبودند. اسناد اصلی به ایران ارائه نشدند، به این دلیل که در چنین صورتی جعلی بودن آن ها به سادگی اثبات می شد. بر اساس برنامۀ کاری، جمهوری اسلامی ایران به تعهد خود در مورد ارائۀ ارزیابی اسناد مطالعات ادعایی عمل کرده است و اعلام نمود که در چنین فعالیت‌هایی وارد نشده است.
لازم به توضیح است که مدیرکل آژانس نیز در گزارش ژوئن 2008 خود در بندهای 24 و 28 تصریح کرده است: “آژانس هیچ اطلاعاتی راجع به طراحی عملی یا ساخت اجزای مواد هسته‌ای یک سلاح یا دیگر اجزای کلیدی از جمله چاشنی از سوی ایران یا مطالعات فیزیک هسته‌ای مربوطه را در اختیار ندارد. آژانس استفادۀ عملی از مواد هسته‌ای در ارتباط با مطالعات ادعایی را مشاهده نکرده است”.[28]

1-1-6. ادعاهای بی اساس، یک فرآیند بی پایان

طرح ادعاهای بی اساس از سوی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران امر بی سابقه ای نیست. یک مورد ثبت نشده، ادعاهایی درمورد اکتشافات اظهار نشدۀ معدن اورانیوم در کنار معدن گچین و ساخت تأسیسات تبدیل اورانیوم بود که ظاهراً بر دو تصویر ماهواره ای سال های 2002 و 2004 از منطقه و کار پیچیدۀ اطلاعاتی توسط جاسوسان سیا اتکا داشت. متأسفانه، بعد از اتلاف وقت و منابع آژانس و ایران، در یک جستجوی چند روزه بازرسان و گروه میزبان با استفاده از تصاویر ماهواره ای و تجهیزات GPS به محل دقیق رسیدند. آن‌ها چیزی غیر از کارگاه سنگ شکن یک شرکت خصوصی که از سال 2002 تعداد بیشتری توالت (تأسیسات ادعایی) برای کارگران تازه استخدام شده ساخته بود، نیافتند.[29] این موضوع مایه شرمساری بسیاری برای بازرسان آژانس بود. سؤال این است که چه کسی مسئول اتلاف پول و منابع کشور میزبان و آژانس و اعتبار آن است که به خاطر چنین ادعاهای بی پایه ای، به هدر رفته است؟ عدم صحت و ساختگی بودن این ادعا و همچنین سایر ادعاهای آمریکا درخصوص پیگیری برنامۀ نظامی هسته ای توسط ایران ثابت شده است. آمریکائی ها در گزارش اطلاعاتی خود نیز اعتراف کرده اند که اطلاعات و برآوردهای قبلی آنان درخصوص برنامۀ نظامی هسته ای در ایران غلط بوده است. تمامی ادعاهای قبلی علیه ایران غلط و بی پایه بوده و مبحث مطالعات ادعایی نیز مشابه قبلیها است که سرنوشتی مشابه خواهد داشت.دراین چارچوب، همگان مورد معروف “اسناد نایجر” را به عنوان یکی از مبانی جنگ افروزی علیه عراق به بهانۀ به اصطلاح نگرانی اشاعۀ تسلیحات کشتار جمعی به خاطر دارند. مقامات آمریکا در بالاترین سطوح و در سخنرانی های رسمی خود به منظور گمراه ساختن و فریب افکار عمومی در توجیه حمله به عراق به اسناد نایجر اشاره داشتند، در حالی که می دانستند آن اسناد ساختگی است و تحقیقات بعدی این موضوع را اثبات نمود. بنابراین، جای تعجب نیست چنان چه ثابت شود اسناد در خصوص مطالعات ادعایی نیز دروغین و ساختگی است.
البته، این نگرانی جدی وجود دارد که با وارد شدن آژانس به مسائلی فراتر از اساسنامۀ آن، به طور مشخص مسائل غیر هسته‌ای، آژانس از وظیفۀ اساسنامه ای خود منحرف شود و فشارهای بیشتری را بر دبیرخانه وارد آورد و یک رویۀ جدید مخرب علیه اعتبار آژانس ایجاد نماید.


[1]- برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه، به منابع زیر مراجعه شود:
- ماهنامۀ همشهری دیپلماتیک، شروع مرحلۀ جدید در موضوع هسته‌ای، کاظم غریب آبادی، شهریور 1386.
- ماهنامۀ همشهری دیپلماتیک، بررسی آخرین تحولات هسته‌ای، کاظم غریب آبادی، آبان 1386.
[2]- USA Statement on Iran, IAEA Board of Governors, June 2003.
[3] - USA Statement on Iran, IAEA Board of Governors, September 2003.
[4]- برای مطالعۀ متن مدالیتی حل و فصل موضوعات باقی مانده، به منبع زیر مراجعه شود: INFCIRC/711,27 August 2007, available at: www.iaea.org
[5]- Gov/2007.58, 15 November 2007, available at: www.iaea.org.
[6]- USA Statement on Iran, IAEA Board of Governors, November 2004.
[7]- USA Statement on Iran, IAEA Board of Governors, September 2005.
[8]- USA Statement on Iran, IAEA Board of Governors, November 2006.
[9]- Gov/2007/48, 30 August 2007, available at: www.iaea.org.
[10]- USA Statement on Iran, Board of Governors, June 2005.
[11]- USA Statement on Iran, Board of Governors, June 2005.
[12]- GOV/2007/58, 15 November 2007, available at: www.iaea.org.
[13]- USA Statement on Iran, Board of Governors, June 2003.
[14]- USA Statement on Iran, Board of Governors, June 2006.
[15]- USA Statement on Iran, Board of Governors, September 2007.
[16]- GOV/2007/58,15 November 2007.
[17]- USA Statement on Iran, Board of Governors, November 2006.
[18]- GOV/2008/4, 22 February 2008.
[19]- USA Statement on Iran, Board of Governors, March 2004.
[20]- GOV/2008/4, 22 February 2008.
[21]- USA Statement on Iran, Board of Governors, March 2005.
[22]- GOV/2008/4, 22 February 2008.
[23]- INFCIRC/711, 27 August 2007.
[24]- Ibid.
[25]- Power Point.
[26]- Iran Statement, Board of Governors, June 2008.
[27]- GOV/2008/15, 26 May 2008.
[28] - GOV/2008/15, 26 May 2008.
[29]- Iran Statement, Board of Governors, June 2008.

دیدگاه‌ها بسته هستند.