تاثیر فشار و تهدید در پیشبرد سیاست هسته‌ای

تاثیر فشار و تهدید در پیشبرد سیاست هسته‌ای

متأسفانه، باید گفت ارسال موضوع هسته‌ای ایران به شورای امنیت صرفاً به دلیل از سرگیری فعالیت تعلیق شده‌ای (تحقیق و توسعه در زمینه غنی‌سازی) صورت گرفت که حتی توسط شورای حکام نیز بر موقتی، داوطلبانه و غیر الزام‌آور بودن آن تصریح شده بود. هیچ توجیه حقوقی، منطقی و حتی سیاسی برای مداخله و اقدام شورای امنیت در این مسئله وجود نداشته و ندارد. اقدامات شورای امنیت در این زمینه، مبانی و اصول معاهدۀ عدم اشاعه و منشور سازمان ملل متحد را مخدوش و متزلزل می کند. مایۀ تأسف است که آمریکا و برخی کشورهای دارندۀ سلاح هسته‌ای که به تعهدات خود تحت معاهدۀ عدم اشاعه پایبند نبوده و نمی باشند، خود را ضامن حفظ معاهده می‌خوانند و برای انحراف افکار عمومی جهانی از زرادخانه های هسته‌ای خود انگشت اتهام را بر اساس اطلاعات واهی و گمراه کننده به سوی کشوری نشانه می روند که سلاح‌های کشتار جمعی هیچ جایگاهی در استراتژی های امنیتی و دفاعی آن نداشته و ندارد. این، در حالی است که رژیم صهیونیستی با خارج ماندن از معاهدات بین‌المللی مربوطه بدون هیچ گونه دغدغه خاطر، فشار جهانی و اعمال نظارت های بین‌المللی نسبت به فعالیت‌ها و تأسیسات هسته‌ای خود، در حال گسترش کمی و کیفی سلاح‌های هسته‌ای خود می باشد. همان دولت هایی که تلاش می کنند تا شورای امنیت را وادار به تحمیل اقدامات تنبیهی بی پایه علیه برنامۀ صلح‌آمیز هسته‌ای ایران نمایند، خود همواره مانع از اتخاذ هرگونه اقدام شورای امنیت، ولو اقدامی اندک، علیه رژیم اسرائیل برای وادار کردن این رژیم به تبعیت از قواعد حاکم بر رژیم عدم اشاعه گردیده اند.

این نخستین باری نیست که تلاش‌های جمهوری اسلامی ایران برای اتکاء به توانائی‌های خویش و پیشرفت در حوزه فن‌آوری با مقاومت شدید و فشارهای هماهنگ برخی از اعضای دائمی شورای امنیت مواجه می‌شود. در واقع، ایران معاصر همواره در معرض بی‌عدالتی‌ها و برخوردهای مغرضانه متعددی از سوی این قدرت‌ها قرار داشته است. مبارزه مردم ایران برای ملی‌کردن صنعت نفت در پیش‌نویس قطعنامه‌ای که توسط انگلیس و با پشتیبانی آمریکا و فرانسه در 12 اکتبر 1951 در دستور‌کار شورای امنیت قرار گرفت، به‌عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی مطرح شد. طرح چنین پیش‌نویس قطعنامه‌ای در شورای امنیت، پیش‌درآمد سازماندهی کودتایی توسط انگلیس و آمریکا در تلاشی به ‌مراتب آشکارتر برای دستیابی به همان منافع کوته‌ بینانه‌شان بود. این کودتا که دیگر نمی‌توانستند آن را در پوشش زبان منشور ملل متحد و یا توجیهات دیپلماتیک پنهان کنند، حکومت سرکوب‌گر خودکامه را به قدرت بازگرداند. با این حال، مردم ایران در تلاش خود برای ملی‌کردن صنعت نفت توفیق یافتند و از این طریق پیشگام جنبشی در جهان درحال توسعه شدند که خواستار دستیابی به حق لاینفک خود برای اعمال حاکمیت بر منابع ملی خویش بود. در گذشته نزدیک‌تر نیز، تجاوز صدام حسین علیه جمهوری اسلامی ایران در 31 شهریور 1359 و پیشرفت سریع آن در اشغال سه هزار کیلومتر مربع از سرزمین‌های ایران، آن ‌قدر موجب نگرانی اعضای دائم شورای امنیت نشد که آن را تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی قلمداد کنند یا حتی یک درخواست معمولی برای آتش بس و عقب‌نشینی به ‌عمل آورند. حتی آن‌ها لازم ندیدند که تا هفت روز سخت پس از تجاوز صدام قطعنامه‌ای در مورد آن صادر کنند، با این امید که محاسبه به شدت نادرست آن‌ها مبنی بر این‌که صدام حسین می‌تواند در ظرف یک هفته به جمهوری اسلامی خاتمه دهد، تحقق یابد.[2]
مقام معظم رهبری در ضرورت عدم عقب نشینی در برابر فشارها، سخنان گهرباری دارند: “حالا، تهدید شورای امنیت کردند، انگار شورای امنیت آخردنیاست. ما هم شورای امنیت چشیده هستیم. در جنگ تحمیلی، آن روزی که عراقی ها چندهزار کیلومتر خاک ما را زیرپا داشتند، همین شورای امنیت قطعنامه صادر کرد کهبایستی جنگ را تمام کنید، دفاع و مقاومت نکنید، ما هم چون برخلاف مصالح کشورمانبود قبول نکردیم. هروقت برخلاف مصالح کشور باشد، قبول نمی‏کنیم. ملت ما ایستادهاست. جوانان ما ایستاده‏اند، خوشبختانه مسئولین ما با نشاط ایستاده‏اند، خدا پشتیبان ماست و اقتدار آینده کشور ما امروز در گرو تصمیم و همت مسئولان و مردماست. به توفیق الهی، به کمک همت و اراده و عزم بلند مردم و به تأیید ولی‏عصر (ارواحنا فداه) بر این حق پافشاری خواهیم کرد و آن را با همه وجود به چنگ خواهیمآورد.”[3]
در مورد تحریم‌ها نیز باید گفت که تحریم‌های یک جانبه نزدیک به سه دهه است که عمدتاً توسط آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در جریان است. تجربۀ 29 ساله جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که وضع این گونه تحریم‌ها ایران را در نیل به استقلال، خودکفایی و پیشرفت های علمی و فناوری مصمم تر و سرعت برنامه ها را بیشتر کرده است. تهدید به تحریم و اعمال آن خود دلیل محکمی بر لزوم استقلال، خودکفایی و عدم وابستگی ایران به خارج از کشور می باشد. باید توجه داشت که دستاوردهای عظیم و پیشرفت های خیره کنندۀ جمهوری اسلامی ایران در زمینۀ هسته‌ای، در اوج تحریم‌های یک جانبه آمریکا صورت گرفته است. از این رو، هرگونه همراهی با آمریکا در واقع تحریم ایران نخواهد بود، بلکه تحریم همراهان آمریکا خواهد بود چرا که پیروی از سیاست شکست خورده ای است که در طول این مدت دنبال شده است و هیچ نتیجه ای هم نداده است.
جمهوری اسلامی ایران خواهان حقوقی فراتر از حقوق خود تحت معاهدۀ عدم اشاعه نمی باشد و صرفاً در پی بهره‌مندی و اعمال حقوق مشروع خود بر اساس معاهده، در مقابل پایبندی به تعهداتش می باشد. ایران مواضع و اصول روشنی برای استیفای حقوق قانونی و مشروع خود دارد. ایران به دنبال اعتمادسازی نسبت به برنامۀ هسته‌ای صلح‌آمیز خود بوده است و در این راه نیز گام های بلندی برداشته است، اما مسلماً تسلیم فشارها و تهدیدها نخواهد شد و به هیچ عنوان از حق مشروع و قانونی خود صرف نظر نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران کشوری مسئولیت پذیر در نظام بین الملل است، ولی در مقابل فشار و تهدید بی تفاوت نخواهد ماند و اجازۀ پایمال شدن حقوق خویشرا نخواهد داد. جمهوری اسلامی ایران همچنان که به ابتکارات مبتنی بر حسن نیت با حسن نیت متقابل پاسخ خواهد داد، در برابر سیاست‌های مبتنی بر تهدید و فشار نیز رفتار متقابل و متناسب را اتخاذ خواهد کرد. دستیابی به انرژی هسته‌ای و فناوری غنی‌سازی به منظور استفاده در اهداف صلح‌آمیز، حق طبیعی جمهوری اسلامی ایران بوده و مورد حمایت آحاد ملت آن است. استفاده از اهرم شورای امنیت و تحریم‌های اقتصادی و سایر تهدیدات نمی تواند مردم و دولت ایران را لحظه ای از تصمیمی که اتخاذ کرده اند، منصرف نماید.
 
 


[1] این مطلب از این منبع اخذ شده است: برنامه هسته ای ایران: واقعیت های اساسی، کاظم غریب آبادی، موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه،‌ 1387.
[2]- برای اطلاعات بیشتر مراجعه شود به متن سخنرانی سفیر و نمایندۀ دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد پس از تصویب قطعنامۀ 1696 شورای امنیت علیه برنامۀ هسته‌ای صلح‌آمیز کشورمان.
[3]- بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏ در صحن جامع رضوی، 1/1/1385.

 

دیدگاه‌ها بسته هستند.