بستۀ ۶ ژوئن ۲۰۰۶

بستۀ ۶ ژوئن ۲۰۰۶

پس از ارسال موضوع هسته ای به شورای امنیت، چین و روسیه به طور مستقیم و آمریکا نیز به طور غیر مستقیم وارد فرایند مذاکرات مربوط به موضوع هسته ای شدند. پس از این مقطع، اولین بسته موسوم به بستۀ 6 ژوئن 2006 شش کشور با سفر سولانا و نمایندگان پنج کشور چین، روسیه، فرانسه، انگلیس و آلمان به ایران در 16 خرداد 1385 تحویل ایران شد. در این بسته، تعهدات شش کشور به شرح زیر می باشد:

-      تاکید دوباره بر حق ایران در توسعۀ انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح‌آمیز و حمایت از توسعۀ یک برنامه انرژی هسته‌ای غیر‌نظامی توسط ایران.
-      حمایت فعالانه از ساخت رآکتورهای آب سبک در ایران از طریق پروژه های مشترک بین‌المللی، مطابق با اساسنامه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و NPT.
-      مذاکره و اجرای یک موافقت‌نامه هسته‌ای یوراتم/ ایران.
-      به حالت تعلیق درآوردن بحث درباره برنامه هسته‌ای ایران در شورای امنیت با ازسرگیری مذاکرات.
-      فراهم کردن یک بستۀ محتوایی همکاری در زمینه تحقیق و توسعه، شامل فراهم نمودن احتمالی رآکتورهای تحقیقاتی آب سبک.
-      دادن تضمین‌های الزام‌‌‌آور حقوقی چند لایۀ سوخت به ایران، بر‌اساس مشارکت به‌ عنوان یک شریک در یک تأسیسات بین‌المللی در روسیه، ایجاد یک ذخیرۀ احتیاطی بر‌طبق شرایط تجاری، توسعۀ یک مکانیسم پایدار چندجانبه با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی.
تعهدات ایران نیز به شرح زیر برشمرده شده است:
-      رفع تمامی نگرانی‌های باقی‌مانده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از طریق همکاری کامل با این آژانس.
-      تعلیق تمامی فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی و بازفرآوری، به گونه‌ای که مورد راستی‌آزمایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار گیرد و ادامۀ آن درطول مذاکرات.
-      از سرگیری اجرای پروتکل الحاقی.
هرچند در این طرح همانند طرح 5 اوت 2005 به صراحت از توقف چرخۀ سوخت هسته‌ای داخلی صحبتی نشده است، اما اشاره به بحث تضمین های سوختی حاکی از این است که ایران باید این برنامه را کنار بگذارد. البته، شش کشور به زعم خود این وضعیت را یک وضعیت دائمی تلقی نکردند و در ادامه طرح اشاره کرده اند که موافقت‌نامه دراز مدت فیمابین طرفین می تواند با تحقق شرایط زیر مورد بازنگری قرار گیرد. لازم به توضیح است که شرایط زیر از جمله موارد کلی هستند که بالأخص بحث اعتماد بین‌المللی آن به مباحث سیاسی نیز پیوند می خورد و تحقق آن‌ها در یک چارچوب و محدودۀ زمانی مشخص، ممکن نیست:
-      تأیید توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مبنی بر این که تمامی موضوعات باقی‌مانده و نگرانی‌های گزارش شده توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از‌جمله فعالیت‌هایی که می‌تواند بعد نظامی هسته‌ای داشته باشد، حل‌و‌فصل شده‌ است.
-      تأیید این که هیچ نوع فعالیت یا مواد اظهار‌نشدۀ هسته‌ای در ایران وجود ندارد.
-      اعادۀ اعتماد بین‌المللی به این که برنامه هسته‌ای ایران منحصراً دارای ماهیت صلح‌آمیز می‌باشد.
با این که پس از ارائه بستۀ 6 ژوئن 2006 هیچ ضرب الأجلی برای ارائۀ پاسخ به آن تعیین نشده بود، جمهوری اسلامی ایران با تعیین کمیته های کارشناسی به منظور بررسی این بسته اعلام کرد که ظرف مدت 45 روز (31 مرداد 1385) به این بسته پاسخ خواهد داد. اما پس از ارائه این بسته، سه کشور اروپایی و آمریکا با در پیش گرفتن فشارهای سیاسی و تبلیغی خواهان دریافت پاسخ سریع ایران به این بسته شدند. از این رو، جمهوری اسلامی ایران پذیرفت که مذاکرات مقدماتی برای ارائۀ پاسخ در پرتو بستۀ 6  ژوئن انجام شود. این مذاکرات، بین هیأت ایرانی به ریاست دبیر وقت شورایعالی امنیت ملی و هیئت پنج کشور به ریاست سولانا در 15 تیر ماه 1385 (6/7/2006) در بروکسل برگزار گردید. در این مذاکرات دکتر لاریجانی، دبیر وقت شورایعالی امنیت ملی، با مرور برخی موارد درخصوص بستۀ شش کشور اعلام کرد که ایران پاسخ مقدماتی خود به بسته را ظرف یک هفتۀ آینده ارائه خواهد نمود.        هیأت های طرفین مجددا در 20 تیرماه 1385 (11/7/2006) در بروکسل با یکدیگر دیدار کردند. در این نشست که نمایندگان پنج کشور روسیه، چین، فرانسه، آلمان و انگلیس نیز حضور داشتند، طرف اروپایی انتظار داشت که پاسخ اولیه ولی مثبت ایران را به بستۀ 6 ژوئن و پذیرش تعلیق دریافت نماید. دکتر لاریجانی نیز اظهار داشت تمامی موضوعات و نگرانی ها باید مورد بررسی و مذاکره قرار گیرد. هرچند اصل و جوهرۀ پیشنهاد می تواند مبنایی برای مذاکرات قرار گیرد، اما بسته دارای ابهاماتی است که باید رفع شود و همچنین در بخش غنی سازی اختلافاتی وجود دارد که گفتگوها دقیقاً برای رسیدن به توافق در این نقطۀ اختلاف برانگیز است. طرف مقابل نیز از آنجا که ایران پاسخ مساعد به تعلیق و پذیرش بی قید و شرط بسته نداد، اظهار داشت این مذاکرات راضی کننده نبود. سولانا بر اهمیت تعلیق غنی سازی تأکید و اعلام کرد که این مساله یک عنصر کلیدی در مذاکرات است، اما جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت که دربارۀ این مسأله می توان در شرایطی که تحت تأثیر تعلیق غنی سازی نباشد گفتگو نمود.
یک روز پس از نشست مزبور، وزرای خارجۀ شش کشور در 21 تیر 1385 در پاریس گردهم آمدند و با صدور بیانیه ای اعلام کردند که ایران به بستۀ 6 ژوئن پاسخ نداده و فعالیت‌های غنی‌سازی را نیز تعلیق نکرده است و از این رو، آنان به دنبال صدور قطعنامه ای در شورای امنیت خواهند بود تا تعلیق را اجباری نماید و چنان چه ایران به این قطعنامه نیز پایبند نباشد، اقدامات بیشتری را تحت مادۀ 41 فصل 7 منشور ملل متحد اتخاذ خواهند کرد. این کشورها حتی به دو نشست سولانا و دکتر لاریجانی در بروکسل نیز توجهی نکردند و حتی صبر نکردند تا ایران پاسخ رسمی خود را به این بسته ارائه نماید. شورایعالی امنیت ملی نیز در واکنش به این بیانیه، با صدور بیانیه ای در 29 تیر ماه 1385 (20/7/2006) اظهار داشت: “جمهوری اسلامیایران کاملاً به یافتنراه حل مذاکراتی از طریق مسیردیپلماسی متعهد استو آمادۀ مذاکرۀ هدفمند و با زمانبندی مشخص مورد رضایت طرفیناست.جمهوری اسلامی ایران از ابتدا با دریافت بستۀپیشنهادی، از ابتکار جدید استقبال کرده و با نگاهی مثبت و در درون کمیته‌های کارشناسی داخل کشور به بررسی جدی بستۀ پیشنهادی اقدام نموده که در حال ادامهمی‌باشد. طبیعی است بررسی چنین طرحی به زمان منطقی نیاز دارد و با توجه به جدیتجمهوری اسلامی در بررسی طرح در کمیته‌های تخصصی،31 مرداد ماه برای اعلامنقطه نظراتمشخص گردید.برای جمهوری اسلامی ایران مایۀ‌ تعجب است کهپس از برگزاری اولین دور مذاکرات مقدماتی با آقای سولانا در بروکسل، در حالی کههیچ اتفاق خاصی نیفتاده استشواهدی وجود دارد کهبعضی ازطرف‌هاو به طور مشخصآمریکا با تغییر مسیر مذاکرات به مسیر شورایامنیت درصدد ایجاد موانع بر راه دیپلماسی و مذاکره هستند،در حالی کهمسیر مذاکره با اروپا مسیر روشن و درستی است که می‌تواند به نتیجه برسد.چنان چه مسیر تقابلبه جای مسیر مذاکره انتخاب شود و در صورت هرگونه اقدام برای تحدید حقوق مسلم ملتایران، برای جمهوری اسلامی ایران چاره‌ای جز تجدیدنظر در سیاست‌های هسته‌ای آن باقی نخواهد ماند.جمهوری اسلامی ایران معتقد است که مسیر مذاکرهو گفت‌ وگو و تفاهم، منطقی‌ترین راه برای حل و فصل مسایل می‌باشد و در این مسیرنیز مصمم و جدی است و بر آن تأکید دارد و از طرف مقابل نیز می‌خواهیم به میز مذاکرهبازگردد”.
اما طرف مقابل که به دنبال مذاکرات واقعی نبود، در 9 مرداد ماه 1385 (31/7/2006) با صدور قطعنامۀ غیر قانونی 1696 در شورای امنیت علیه فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران، تلاش کرد تا تعلیق را تحت مادۀ 40 فصل 7 منشور ملل متحد الزامی نماید.
باید گفت که از همان روز نخست، آمریکایی ها قصد داشتند به هر صورت ممکن از رسیدن به توافقبین ایران و سایر طرف های مذاکره جلوگیری کنند. اروپائی ها نیز دچار یک اشتباه  مهم و استراتژیک شدند و آن این که دربرابر آمریکا یی ها نتوانستند مقاومت کنند و بدون آن که به عواقب آن بیندیشند، زیاده خواهی کردند. در مقابل هر قدم مثبتی که ایران برمی داشت اروپایی ها عقب تر میرفتند، چون از اینغافل بودند که موضوع هسته‌ای برای ایرانیان یک افتخار ملی است. اروپایی ها، تضمین ها را طوری می خواستند که با استقلال ملت ایران در تناقض بود. در این نباید تردید کرد که این کشورها با فناوری در ایران سازگاری نداشتند و این در حالی است که ایران همواره در طول تاریخ، تولید کنندۀ علم بوده است.
با وجود این که از همان ابتدا اهداف کشورهای اروپایی و آمریکا در استفاده از شورای امنیت و طرح موضوع هسته‌ای صلح‌آمیز ایران در این شورا آشکار بود، اما برای این که ایران به جامعۀ بین‌المللی ثابت کند که از هیچ تلاشی برای نشان دادن حسن نیت خود فروگذار نخواهد کرد، فرایند مذاکرات را پیگیری و ادامه داده و حتی به بستۀ پیشنهادی 6 ژوئن 2006 اروپا پاسخ داد، بسته ای که از قبل اهداف از پیش طراحی شده داشت. در این زمینه، به دو مورد اشاره می شود:
-      در اکتبر 2004 و دقیقاً در زمانی که سه کشور اروپایی متحد آمریکا به ظاهر مشغول مذاکره با ایران بودند، یک متن غیررسمی با عنوان “راه هایی برای بررسی برنامۀ هسته‌ای ایران در شورای امنیت سازمان ملل” توسط نمایندگی آمریکا در سازمان ملل توزیع شد. در این سند آمده است: “ایالات متحده همواره بر این عقیده بوده است که فعالیت‌های هسته‌ای ایران بایستی به شورای امنیت گزارش داده شود. شورای امنیت اقتدار حقوقی برای الزام ایران به توقف برنامۀ غنی‌سازی را دارا می باشد.”
-      حتی، طرف های مذاکره کننده با ایران نیز رفتار مشابهی داشته اند. مدیر وقت سیاسی وزارت امور خارجۀ انگلستان (جان ساورز)، در نامۀ مورخ 16 مارس 2006 خود به همتایان خویش در فرانسه، آلمان و آمریکا، برنامه کشورش را تشریح نمود. وی، در این نامه آورده است: “ما همچنین ممکن است مجبور شویم یکی از استدلال های ایرانیان که همواره می گویند تعلیق درخواستی داوطلبانه می باشد را از بین ببریم. ما می توانیم این کار را با الزامی کردن تعلیق داوطلبانه از طریق شورای امنیت انجام دهیم. من همان طور که قول داده بودم، یک متن کوتاه به عنوان محور مذاکره با روس ها و چینی ها را برای شما فرستادم. این متن بر این باور استوار است که ما نمی توانیم روس ها و چینی ها را وادار به موافقت با تحریم‌ها در خلال ماه های آتی بنماییم، بدون آن که به نحوی نشان دهیم تلاشی را برای همراه کردن ایرانی ها انجام داده ایم. در مقابل این که روس ها و چینی ها با یک قطعنامۀ فصل هفتمی موافقت کنند، ما نیز در آن صورت می توانیم یک بستۀ پیشنهادی را تنظیم کنیم تا بتوان به عنوان پیشنهاد جدید به ایرانیان ارائه کرد.”
با این وصف، می توان انگیزۀ ارائه بستۀ به اصطلاح تشویقی که- کمتر از سه ماه بعد از برنامه زمانی مدنظر انگلیس- در 6 ژوئن 2006 به ایران ارائه شد را دریافت. همچنین مشخص می شود که چرا آمریکا و سه کشور اروپایی هرگز زحمت مطالعۀ پیشنهادات مختلفی که از سوی جمهوری اسلامی ایران ارائه شد را به خود ندادند، زیرا از ابتدا مصمم به بهره‌برداری از شورای امنیت و تهدید ارجاع موضوع به آن و نیز سوء استفاده از تحریم‌ها به عنوان ابزار فشاری در جهت وادار ساختن ایران به رها نمودن حق خود در مورد فن آوری صلح‌آمیز هسته‌ای که توسط معاهدۀ عدم اشاعه تضمین شده است، بودند.


[1] این مطلب از این منبع اخذ شده است: برنامه هسته ای ایران: واقعیت های اساسی، کاظم غریب آبادی، موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه،‌ 1387.

دیدگاه‌ها بسته هستند.